تبلیغات
کیان - کیان - رویاهای گم شده ام
کیان Faith divide us, death unit us
رویاهای گم شده ام نویسنده : رها بانو

تو از در میایی
هیچوقت اجازه نداری با کلید در را باز کنی
چون من هرجا باشم ساعت آمدنت در خانه ام تا در بروی بهترین و شایسته ترین مرد دنیا باز کنم
رمز ما دوتا تک زنگ
ناخودآگاه جیغ میزنم از هیجان
پر میکشم 
کیانم آمد 
انگار از صبح هزار سال گذشته
لبخندی که تو تا عمق نگاهم را میشناسی
کیانجاااااانم
کیف چرم آقای استاد دانشگاه را میگیرم
میگوید به بانو
طبق معمول یادم رفته سلام بگویم از بس که هیجان زده ام
با همون کیف میپرم بغلت
دلم تنگ شده بووود خیلی بدی کیان چرا دیر میای ( تو هر ساعتی بیای خونه دیر و زمان زیادی گذشته )


ای خدا


کیانم؟ به راستی پر کشیدی و رفتی؟
رویاهای بر دل ماسیده ام چه میشوند

عاشق ترین زن زمین چه حیران چشمش بر در ماند و تو بجاب خانه مان رهسپار دیاری دیگر شدی
آه کیان مرا ببخش
اشک هایم دست خودم نیست
امان از نبودن تو رفیق شفیق همیشه ام
دلتنگم

دلتنگ

چطور میشود دلتنگ و بیتاب مردی چون تو نبود؟
جان جانانم کیان


طبقه بندی: به تو
نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
اَبر برچسبها
پیوندهای روزانه
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نویسندگان